تبلیغات
روایت عهد - شهادتت مبارک بالامجان!
 
روایت عهد
*و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون*
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم
ما از سوختن نمیترسیم که پروانه های عاشق نوریم و هرجا که نور ولایت است گرد آن حلقه میزنیم.پیام ما استقامت است و این همان نوری است که فراتر از زمان و مکان از خزائن معنوی "فاستقم کما أمرت و من تاب معک"بر ما تابیده است و این چنین آینده از آن ماست."والعاقبة للمتقین"

مدیر وبلاگ : t.s kh
نویسندگان
سه شنبه 15 مرداد 1392 :: نویسنده : t.s kh
بسم رب الشهدا

این شهید عزیزمان انسانی مؤمن و متقی و سربازی عاشق و فداكار بود و در طول این چند سالی كه من ایشان را می شناختم، همیشه بر همین خصوصیات ثابت و پابرجا بود...

                    

خاطره ای از زبان مقام معظم رهبری درباره شهید عباس بابایی

سال 61 شهید بابایی را گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شكاری اصفهان. درجه این جوان حزب اللهی سرگردی بود كه او را به سرهنگ تمامی ارتقا دادیم. آن وقت آخرین درجه ما، سرهنگ تمامی بود. مرحوم بابایی سرش را می تراشید و ریش می گذاشت.

بنا بود او این پایگاه را اداره كند. كار سختی بود. دل همه می لرزید دل خود من هم كه اصرار داشتم، می لرزید، كه آیا می تواند؟ اما توانست. وقتی بنی صدر فرمانده بود، كار مشكل تر بود. افرادی بودند كه دل صافی نداشتند و ناسازگاری و اذیت می كردند حرف می زدند، اما كار نمی كردند؛ اما او توانست همان ها را هم جذب كند.

خودش پیش من آمد و نمونه ای از این قضایا را نقل كرد:

خلبانی بود كه رفت در بمباران مراكز بغداد شركت كرد، بعد هم شهید شد. او جزو همان خلبان هایی بود كه از اول با نظام ناسازگاری داشت. شهید عباس بابایی با او گرم گرفت و محبت كرد حتی یك شب او را با خود به مراسم دعای كمیل برده بود؛ با این كه نسبت به خودش ارشد هم بود.

شهید بابایی تازه سرهنگ شده بود اما او سرهنگ تمام چند ساله بود؛ سن و سابقه خدمت اش هم بیشتر بود. در میان نظامی ها این چیزها مهم است. یك روز ارشدیت تأثیر دارد؛ اما او قلباً و روحاً تسلیم بابایی شده بود.

شهید بابایی می گفت دیدم در دعای كمیل شانه هایش از گریه می لرزد و اشك می ریزد. بعد رو كرد به من و گفت: عباس دعا كن من شهید بشوم! این را بابایی پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گریه كرد. او الان در اعلی علیین الهی است؛ اما بنده كه 30سال قبل از او در میدان مبارزه بودم هنوز در این دنیای خاكی گیر كرده ام و مانده ام! ما نرفتیم؛ معلوم هم نیست دستمان برسد. تأثیر معنوی این گونه است. خود عباس بابایی هم همین طور بود. او هم یك انسان واقعاً مؤمن و پرهیزگار و صادق و صالح بود.

بیانات در دیدار مسئولان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی 83/10/23

برگرفته از وبلاگ شهید عباس بابایی

شادی روحش و شادی روح همه ی شهیدان راه حق و سلامتی رهبر عزیزمان صلوات

                       





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


دعای فرج ذکر روزهای هفته
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پخش زنده حرم
 
 
 
پخش زنده حرم